شهریارین حیدربابا منظومه سی

شهریارین حیدربابا منظومه سین pdf فرمتینده داونلود ائلمک اوچون یازینین آردین کلیک ائدین

داونلود لینکی

فارسجا - تورکجه سوزلؤک (فرهنگ ترکی - فارسی) ........................... turkca - farsca sozluk  

 

pdf فرمتینده اولان تورکی - فارسی سوزلؤکی یؤکله مک اؤچؤن یازینین آردین کلیک ائدین

ادامه نوشته

«دؤزوم» آدلی اؤلان بیر شعر بختیار وهابزاده ده ن

  
دؤزوم

عقیل، قوزو کیمی یاتان بیر دنیز
کؤنول بیر فیرتینا،کؤنول، بیر طوفان
نئجه زهله م گئدیر ، نئجه بیلسه نیز
دنیزین ساکیتجه اویوماسیندان
کؤنول دیلله ندیمی ،-قورتاریر دؤزوم
خبریم اولماییر اؤزومدن منیم
دؤزوم - کؤله لیک دیر، نوکرچیلیک دیر
نئجه زهله م گئدیر دؤزومدن منیم
اورگین ایسته گی رنگ رنگ،قات با قات
یاشاییر قایداسیز ، ایسته دیگی تک
عقیل دؤزوملو دور ، اورك دؤزومسؤز
یاشاسین دؤزومسوز یاشایان اوره ك
اؤزون دؤ ز، بودورمو یاشاماق مگر؟
دؤزمه مک آزادلیق ، دؤزمک اسارت
بیر گونلوك آزادلیق بیر عؤموره دئر!

بختیار واهابزاده

قصه تلخ سارای دختر آذری (به همراه ترانه ترکی با ترجمه فارسی)

شرف ؛ پاکدامنی و آزادگی مهمترین عناصر شخصیتی یک دختر ترک آذربایجانی را تشکیل میدهند.این پاکدامنی و آزادگی نمودهای بسیار زیبایی در فولکلور و فرهنگ آذربایجان داشته است.یکی از اوجهای بروز شرافت را میتوان داستان سارای نامید.احتمالا بسیاری از ما فیلم سارای را دیده ایم و یاحداقل از مضمون آن خبر داریم. من هم اینجا به طور بسیار خلاصه اشاره ای به این داستان میکنم شاید هم انگیزه ای برای دوستان شد تا رفته و فیلمش را گرفته و لذت ببرند.
قضیه از اینجا شروع میشود که در کنار رودخانه ی آرپا چایی که در آذربایجان جاریست و این رود از شعبه های قیزیل اؤزن میباشد در یکی از دهات دختری ساری تللی(گیسو طلا) و آلا گؤز(چشم شهلا) به دنیا می آید.پدر و مادرش نام این دختر را سارای که در ترکی آذری تحلیل یافته ساری آی(ماه زرد) میباشد میگذارند.سارایِ داستان در طبیعت آذربایجان پرورش می یابد و دختری ماه رو میشود.بزرگان ده سارای را به پسری به نام خان چوبان نامزد میکنند. روزی چشم خان ده به سارا میافتد. خان ، پدر سارای را فرا میخواند و ازاو میخواهد ک سارای را به عقد او در آورد.پدر سارای که مرد ریش سفیدی بود و به خان چوبان قول مردانه داده بود و مصداق آتاسؤزی(ضرب المثل آذربایجانیکیشی توپوردوغون یالاماز) پیشنهاد خان ده را رد میکند.خلاصه از خان اصرار و از پدر انکار.
و در این موقع است که خان متوسل به زور شده و او را مورد ضرب و شتم قرارداده و سارای را تحدید میکند که در صورت سربازدن از خواسته ئ خان دیگر پدر خود را نخواهد دید چون او پدرش را خواهد کشت.سارای که به جز پدر کسی را نداشت و نمیتوانست رنج و عذابش را ببیند بر خلاف علاقه ئ وافرش به خان چوبان و قولی که به او داده بود تن به خواسته ئ خان ظالم داد.
و روزی که سارای گفت که آماده ازدواج با خان میباشدهمه از این تصمیم او متحیر شدند ولی او چاره ای جز این نداشت چون او شیر دختر ترک آذری بود و پاکدامن.

وسارای به دنبال خان راهی شد اما در راه تنش را به آب جاری آرپا چای سپرد و خود را جاودانه ساخت.

یکی از اشعار فولکولور و معروف آذربایجانی (آپاردی سئللر سارانی) است که در آخر فیلم سارای نیز پخش شد.من هم اینجا این شعر معروف و شاهکار ملی را همراه ترجمه اش مینویسم:

آپاردی سئللر سارانی

گئدین دئیین خان چوبانا                                                                                                           گلمه*سین بوایل موغانا                                                                                                      گلسه باتارناحق قانا
آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی
آرپا چایی درین اولماز
آخار سویو سرین اولماز
سارا کیمی گلین اولماز
آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی
آرپا چایی آشدی داشدی
سئل سارانی قاپدی قاچدی
هر گؤره*نین گؤزو یاشدی
آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی
قالی گتیر اوتاق دوشه
سارا یئری قالدی بوشا
چوبان الین چیخدی بوشا
آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی

ترجمه فارسی:

سیلها سارا را بردند.
بروید و به خان چوبان بگویید
که امسال به موغان نیاید
اگر بیاید به خون ناحق فرو میرود
سیلها سارا را بردند
یک فرزند چشم شهلا را.
رودخانه ی آرپا عمیق نیست
آب روانش سرد نیست
عروسی مانند سارا وجود ندارد
سیلها سارا را بردند
یک فرزند چشم شهلا را.
آرپا چای گذشت و طغیان کرد
سیل سارا را قاپید و فرار کرد
چشم هر بیننده ای اشکالود است
قالی بیاور ودر اتاق پهن کن.
جای سارا خالی شد
دست چوپان به نیستی رسید و خالی شد
سیلها سارا را بردند
یک فرزند چشم شهلا را

عکسهایی زیبا از داخل ساعت کاخ شهرداری تبریز

ادامه نوشته

تبریز شهرینین بیرینجی لری  

چاپ و چاپخانه
در مورد اینکه چه کسی ابتدا چاپخانه را در ایران دایر کرد اختلاف است،اما اولین چاپخانه سربی با حروف فارسی و عربی توسط میرزا زین العابدین تبریزی در تبریز دایر شد اولین کتاب منتشرشده توسط این چاپخانه رساله جهادیه میرزاعیسی خان قائم مقام بود. این چاپخانه در سال ۱۲۴۵ تعطیل شد. در آن زمان هنوز واژه چاپ متداول نشده بود و به این دلیل آن را باسمه‌خانه، بصمه‌خانه، مطبعه، دارالطباعه و دارالطبع می‌نامیدند.
بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه شهرستان‌های ایران به نام «روزنامه ملتی» نیز در تبریز منتشر شد که خبری از آن در شماره‌های سال ۱۲۷۵ هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده می‌شود.

راجع‌ به محل چاپ اولین قرآن در ایران اختلاف نظر وجود دارد. به‌عقیده برخی از مورخین در اواسط سال‌های ۱۱۹۹ هجری شمسی قرآنی توسط میرزاحسین خطاطی شده و توسط میرزا اسدالّله لیتوگرافی (چاپ سنگی) شد، در حالی که کمی قبل از آن میرزا عبدالوهاب به سال ۱۱۹۵/۱۱۹۶ هجری شمسی قرآنی را چاپ کرده بود. گزارش تاریخی دیگر حاکی از آن است که از بین چاپ‌های قرآن که با استفاده از روش لیتوگرافی انجام شده‌اند، اولین در سال ۱۲۱۲ هجری شمسی در تبریز انجام شد.

کتابخانه
کتابخانهٔ عمومی تربیت، نخستین کتابخانهٔ دولتی ایران است که در سال ۱۳۰۰ به همت محمدعلی .......

ادامه نوشته

تبریز قدیم2 ........................................................................... tabriz gadim



ادامه نوشته

مقاله ای به زبان فارسی در مورد جغرافياي تاريخي آذربايجان

سرزمين آذربايجان در طول تاريخ هزاران ساله و پر فراز و نشيب خود با نامهاي مختلفي در تاريخ ثبت شده است. و اين اسامي معمولا از اسامي اقوامي گرفته شده بود که در آن سرزمين زيسته و دولتهاي مقتدري را در آنجا بوجود آورده بودند.

اسامي که با استناد به اسناد تاريخي ميشود به آن اشاره کرد،از جمله عبارتند از: سرزمين قوتتي ها، هوري ها، سايبيرها، آذها، ماننا، ماد، آلبان ، آذربايگان وآذربايجان.

اسم امروزي آذربايجان.....

ادامه نوشته

اس ام اس عاشقانه ترکی با معنی

عاشق آدین شیرین دی
فرهاد دوستو شیرین دی
دوست دان دوستا گلن پای
بئچه بالدان شیرین دی

ای عاشق اسمت شیرین است
دوست فرهاد شیرین است
هدیه ای که از دوست می رسد
از عسل تازه شیرین است

 * * *
اویالانچی ایللر گونه دیمزمیش
گول وئردیم،وئردیییم گوله دیمزمیش
گوزوم ده چاغلایان سئله دیمزمیش
حئیف او سئوگییه ، او محبته

در حد ارزش یک روز نبود،
عمری که با تو هدر دادم ،
سالهایی که به پایت ریختم.
عشق تو،
ارزش گلی را که هدیه کردم ،
واشکهایی را که برایت ریختم ،
- نداشت
حیف از آن عشق و محبت

* * *

سئوگیلیم،عشق اولماسا،وارلیق بوتون افسانه دیر
عشقیــده ن محــروم اولان،انسـانلیغــا بیگــانه دیر
سئـوگی دیـر،یالنیــز محببتــدیر حیــاتین جـوهــری
بیر کونـول کی عشق ذوقین دویماسا،غمخــانه دیر

عشق من,اگر عشق نباشد هستی افسانه ای بیش نیست
کسی که از عشق محروم باشد,با انسانیت بیگانه است
فقط عشق و محبت جوهر حیات هستند
دلی که عشق را درک نکند،غمخانه است

* * *
گونوم ائله سندن شیکایت اؤلوب،
بو سئوگی بیر داستان ،حئکایت اؤلوب
محبت نه واخت دان جینایت اؤلوب
بوراخ گؤزلرینین حبسیندن منی

روزگارم شکایت از تو شده است
این عشق داستان و حکایت شده است
از کی محبت جنایت شده است ؟
از محبس چشمانت رهایم کن

* * *

شول فلکین گردیشى٫ هئچ وقت منى شاد ائتمه دى
خسته کؤنلوم بیر بلادن٫ غمدن آزاد ائتمه دى
آیرى دوشدوم قووم و قارداشدان منى یاد ائتمه دى
من تکین بخت-ى قارانى خانه ویران ائتمه دى
نئیله ییم ائى دوستان٫ من بى وفایا اوغرادیم؟

از گردش چرخ فلک، ناشاد ماندم هر زمان
با قلب مملو از غم و بیداد ماندم هر زمــان
در بند و دور از یاد هر، آزاد ماندم هر زمان
در حسرت یک خانه آباد ماندم هر زمــان
گوئید با هر دوستی ، گشتم اسیــر بی وفا

* * *
یارین رهئ عشقینده کونول قان اولا، خوشدور
هیجرینده گوزوم هر گئجه گیریان اولا، خوشدور
من کی، بو قارا گوزلولر عشقینده اسیرم
سینم هدفئ- ناوکئ- مژگان اولا خوشدور
سن عصریمیزین ایندی زولئیخاسی سان، ای گول!

در راه عشق اگر دل خون شود ، خوش است
اگر در فراقش هر شب چشمانم گریان شود ، خوش است
من که اسیر عشق این سیه چشمانم
اگر ناوک مژگانش سینه ام را هدف گیرد ، خوش است

* * *

اسرار دئلیم خلقه نمایان اولدو
هر دلبره ایسته دیم باخام قان اولدو
بو دهر دنی ده بس کی محنت چکدیم
قددیم بوکولوب مثال چوگان اولدو

اسرار دلم پیش خلق آشکار شد
به هر دلبری که خواستم بنگرم خون به پا شد
در این دنیای دون بس که محنت کشیدم
قدم خم همچو چوگان شد

* * *
من سنی سئویرم ، سن واری، پولو،
گور هاردان دوشوبدو عشقیمین یولو…
نه منیم اوره ییم بیر بئله دولو،
نه سنین اوره یین بوش اولمایایدی

من ترا دوست دارم و تو پول و ثروت را
ببین راه عشقم به کجا افتاده
کاش نه دل من اینقدر پر
و نه دل تو اینقدر خالی بود

* * *
من ترک شراب لب یار ائیلدیم اولدی
زهر غم هجریله مدار ائیلدیم اولدی
ای شیخ بهشتی دئمه ترک ائیلییه ن اولماز
من ترک سر کوی نگار ائیله دیم اولدی

من ترک شراب لب یار کردم و شد
با زهر غم هجر مدارا کردم و شد
ای شیخ نگر که کسی بهشت را ترک نمی کند
من ترک سر کوی نگار کردم و شد

* * *
جان وئرمه غم عشقه کی عشق آفت جاندیر
عشق افت جان اولدوغی مشهور جهاندیر
سور ایستمه سودای غم عشقده هرگز
کیم حاصل سودای غم عشق زیاندیر

جان به عشق نده که عشق آفت جان است
آفت جان بودن عشق مشهور جهان است
از سودای غم عشق سود طلب نکن
چرا که حاصل سودای عشق زیان است

* * *

ساچلارینا بنزتمیشم گئجه می
گل اوزاق گزمه یانیما سئوگیلیم
دوداغیندا ایتیرمیشم سؤزومو
گولوشونله جانیمی آل سئوگیلیم

شبم را به گیسویت تشبیه کردم
دورنرو بیا پیشم سوگلیم
در لبهایت حرفم را گم کرده ام
با خنده ات جانم را بگیر سوگلیم

* * *

گؤزلرینه باخماسام
گؤز نه ییمه گرک دیر
آدینی چکمز اولسام
دیل نه ییمه گرک دیر

سؤز نه ییمه گرک دیر
سه سینی ائشیتمز اولسام
یاخشی دیر بو دنیادا تک اولسام
به چشمانت نگاه نکنم
چشم به چه دردم می خورد
اسمت را بر زبان نیاورم
زبان به چه دردم می خورد
کلمه به چه دردم می خورد
صدایت را نشنوم
بهتر است که در دنیا تک و تنها باشم

تبریز قدیم1 .......................................................................... tabriz gadim1

ادامه نوشته

اس ام اس یولّا (ترکی اس ام اس)2


قوشون چيخماسا سسي .............. قورمازلار،قوش تَله سي
قوشلار ال بير اولسالار ........................ سينديرارلار قفسي


زيندان قفسيمدير ............................. بو توتقون نفسيم دير
قفسده اوخومورام ......................... بو آغلاماق سسيم دير


اس ام اس لرین هامیسین گؤرمک اؤچؤن يازينين آردين کليک ائدين...
ادامه نوشته

آذربایجان شخصیت لری2

ادامه نوشته

آذربیجانین گورملی یئرلری3  ............................................ 3 Azərbaycanin Görməli yerlə

ادامه نوشته

آذربیجانین گورملی یئرلری 2 .......................................... Azərbaycanin Görməli yerləre 2

ادامه نوشته

آذربیجانین گورملی یئرلری1 ..........................................  Azərbaycanin Görməli yerləre1

ادامه نوشته

آذربایجان شخصیت لری1

ادامه نوشته

سئوگی عکسلری3


ادامه نوشته

زندگی نامه ی شاعر نامی آذر بایجان استاد محمد حسین بهجت تبریزی(شهریار)

شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی .......
ادامه نوشته

زندگینامه خاقانی شروانی

        افضل الدین بدیل بن علی متخلص به "خاقانی" متولد و اهل شروان، متوفی در تبریز. تولد حدودا ۱۱۲۰ میلادی - درگذشت حدودا ۱۱۹۰ میلادی . خاقانی بدون شک از بلندپایه ترین شاعران پارسی است و حتی در میان بزرگ ترین شاعران پارسی هم کمتر کسی به اندازهٔ خاقانی مورد استقبال و حتی اقتباس دیگر شاعران قرار گرفته است. حتی شاعرانی به بلندپایگی سعدی و حافظ از بسیاری از ابداعات و مضامین و ساختهای خاقانی استقبال کرده و از آنها مستقیما در اشعارشان استفاده کرده اند .
ادامه نوشته